آذر
۱۳۹۷
۱۶

سلام، 

مدتی این مثنوی تاخیر شد. پوزش مرا از این بابت بپذیرید.

در آلبوم خاطره‌انگیز آستان جانان كه جناب شجريان با همکاری استاد پرویز مشکاتیان آن را در دهه 60 عرضه کرده‌اند و ظاهرا در محل سفارت ایتالیا اجرا شده است، ۱۵ دوبيتی از باباطاهر در بيات ترک و مايه‌های دشتستانی، ديلمان و قوچانی هست که امروز تقديم می‌کنم: 


دلا از دست تنهايی به جونم

ز آه و ناله خود در فغونم

شبان تار از درد جدايی

کره فرياد، مغز استخونم


عزيزون از غم و درد جدايی

به چشمونم نمونده روشنايی

گرفتارم به دام غربت و درد

نه يار و همدمی، نه آشنايی


غم عشقت بيابان پرورم کرد

هوای بخت، بی بال و پرم کرد

به ما گفتی صبوری کن صبوری

صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد


فلک کی بشنوه آه و فغونم

به هر گردش زنه آتش به جونم

يک عمری بگذرونم با غم و درد

به کام دل نگرده آسمونم


نمی‌دونم دلم ديوونه کيست

اسير نرگس مستونه کيست

نمی‌دونم دل سرگشته ما

کجا می‌گردد و در خونه کيست


مو که افسرده حالم، چون ننالم

شکسته پر و بالم، چون ننالم

همه گویند فلانی ناله کم کن

ته آیی در خیالم، چون ننالم


خوش آن ساعت که یار از در، در آیود

شب هجرون و روز غم سرآیود

ز دل بیرون کنم جان را به صد شوق

همی واجم که جایش دلبر آیود


مو آن آزرده بی خانمونم

مو آن محنت نصیب سخت جونم

مو آن سرگشته خارم در بیابون

که هر بادی وزد، پیشش دوونم


به صحرا بنگرم، صحرا ته بینم

به دریا بنگرم، دریا ته بینم

به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا ته بینم


دلی دیرم که بهبودش نمی‌بو

نصیحت کردم و سودش نمی‌بو

به بادش می‌دهم، نش می‌بره باد

در آتش می‌نهم، دودش نمی‌بو


سری دیرم که سامونش نمی‌بو

غمی دیرم که پایانش نمی‌بو

اگر باور نداری سوی من آی

ببین دردی که درمانش نمی‌بو


بود درد مو و درمونم از دوست

بود وصل مو و هجرونم از دوست

اگر قصاب مستم واکره پوست

جدا هرگز نگرده جونم از دوست


نصیب کس مبو درد دل ما

که بسیاره غم بی‌حاصل ما

کسی بو از غم و دردم خبر داشت

که داره مشکلی چون مشکل ما


به آهی گنبد خضرا بسوزان

فلک را جمله سر تا پا بسوزان

بسوزم ورنه کارم را بسازی

چه فرمایی، بسازی یا بسوزم


مو کز سوته‌دلانم چون ننالم

مو کز بی‌حاصلانم، چون ننالم

نشسته بلبلان با گل بنالند

مو که دور از گلانم، چون ننالم


مهر
۱۳۹۷
۲۷

سلام، 

نقل می‌کنند که در گيلان زمين اربابی بود و نوکری داشت که روزگار خوشی را با هم می‌گذراندند. اما به يک‌باره همه چيز به هم ريخت و ارباب ورشکسته شد تا جايی که مجبور شد نوکرش را هم بفروشد. موضوع را با نوکرش در ميان گذاشت و از اين بابت عذرخواهی کرد و قول داد هر وقت اوضاع خوب شد، نوکر را پس بگيرد. نوکر هم به ارباب دلداری داد و گفت: نگران نباش ارباب جان اين جوری نمي‌مونه.

  چند سال گذشت. و اوضاع ارباب کمی بهتر شد ولی همچنان از خريدن نوکر ناتوان بود. روزی در حال گذر از روستايی بود که ناگهان ديد نوکر سابق در يک شاليزار، سخت مشغول کار کردن است. جلو رفت و پس از کلی احوال‌پرسی و تی فدا و .... از اين که نوکرش اين چنين دچار مشقت شده اظهار شرمندگی کرد. اما نوکر گفت: نگران نباش ارباب جان اين جوری نمي‌مونه.

  چند سال ديگر هم سپری شد. روزی ارباب که ديگر حسابی پولدار شده بود به دنبال نوکر سابق رفت و سراغش را گرفت. گفتند که کدخدای ده شده و دم و دستگاهی به هم زده است. ارباب خوشحال و خندان به منزل نوکر سابق رفت و پس از احوال‌پرسی و تی فدا و... از اين که وضع مالی نوکر سابقش اين چنين خوب شده اظهار رضايت و خوشحالی کرد. اما نوکر سابق با همان لحن هميشگی گفت: نگران نباش ارباب جان اين جوری نمي‌مونه.

   چندين سال ديگر هم سپری شد. ارباب سابق که ديگر حسابی فرتوت شده بود، روزی برای سرکشی به نوکر سابق راهی روستای او شد. و وقتی سراغش را گرفت، فهميد که درگذشته است. بسيار ملول شد و خود را بر سر مزارش رسانيد. ديد روی سنگ قبر نوکر سابق نوشته: نگران نباش ارباب جان اين جوری نمي‌مونه.

شهریور
۱۳۹۷
۲۲

سلام، 

شايد از جمله معروفترين اجراهای استاد شجريان، آلبوم فخیم دستان باشد که بسياری از ايرانيان و فارسی زبانان با ترنم‌های آن آشنا هستند و خاطره‌ها با آن دارند. شعر امروز را که از شيخ اجل سعدی است و در چهارگاه اجرا و در آلبوم مذکور عرضه شده است، تقديم می‌کنم با ذكر اين نكته كه اين غزل زيبا یک بار با سنتورنوازی مارتا مانی زاده در نوا و يك بار هم با همنوازي پيانوي استاد جواد معروفي در برنامه گلهاي تازه 53  و البته با صدای روح پرور استاد شجریان اجرا شده است.


از در درآمدی و من از خود به در شدم

گويی از اين جهان به جهان دگر شدم


گوشم به راه، تا که خبر می‌رسد ز دوست

صاحب خبر بيامد و من بی‌خبر شدم


چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب

مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم


گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق

ساکت شود، بديدم و مشتاق تر شدم


دستم نداد قوت رفتن به پيش يار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم


تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر، همه سمع و بصر شدم


من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

کاول به ديدن او ديده‌ور شدم


بيزارم از وفای تو يک روز و يک زمان

مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم  **


اول خود التفات نبودش به صید من

آخر چنین اسیر کمند نظر شدم


گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق در مسم افتاد و زر شدم


** این بیت در آواز نیامده است.

مرداد
۱۳۹۷
۲۶

سلام، 

اين روزها در آستانه عید سعید قربان قرار داريم و هزاران تبريک تقديم شما. 

امروز اثری زيبا از انتخاب‌های خسرو آواز ایران جناب استاد شجریان را پيشکش می‌کنم که ایشان يک بار در دستگاه شور اجرا و در آلبوم جان عشاق عرضه کرده و يك بار ديگر نيز در قالب كنسرت نوا در آلبوم چهره به چهره عرضه نموده است. خاطر نشان می‌سازم این غزل در تاریخ 30دی1357 با همنوازی استادان جلال ذوالفنون و محمد موسوی در شور اجرای خصوصی هم داشته است. این غزل جاودانه لسان‌الغیب آنچنان خود شاعر را مجذوب کرده که در پایان به اصطلاح امروزی‌ها یک نوشابه هم برای خودش باز کرده و به تمجید از شعرگویی خود واداشته است:


حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت

آری به اتفاق، جهان می‌توان گرفت


افشای راز خلوتيان خواست کرد شمع

شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت


زين آتش نهفته که در سينه من است

خورشيد، شعله‌ايست که در آسمان گرفت


می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست

از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت


آسوده بر کنار، چو پرگار می‌شدم

دوران چو نقطه، عاقبتم در ميان گرفت


آن روز شوق ساغر می، خرمنم بسوخت

کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت


خواهم شدن به کوی مغان آستين فشان

زين فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت


فرصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد

صوفی به جام می زد و از غم کران گرفت


می خور که هر که آخر کار جهان بديد

از غم سبک بر آمد و رطل گران گرفت


بر برگ گل به خون شقايق نوشته‌اند

آن کس که پخته شد، می چون ارغوان گرفت


حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد

 حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت


مرداد
۱۳۹۷
۰۲

 سلام، 

روزگارتان در این گرماگرم تابستان خوش باد.

امروز غزلی از عطار نيشابوری را تقديم می‌کنم که جناب استاد شجريان آن را با همراهی ارکستر سمفونيک در نوا اجرا و در آلبوم دود عود عرضه کرده است. آهنگساز این اثر فخیم شادروان پرویز مشکاتیان بوده است.


آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است


هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای

تا قيامت مست و حيران خوشتر است


تا تو پيدا آمدی پنهان شدم

زان که با معشوق، پنهان خوشتر است


درد عشق تو که جان می‌سوزدم

گر همه زهر است از جان خوشتر است


درد بر من ريز و درمانم مکن

زان که درد تو ز درمان خوشتر است


می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا

سوختن در عشق تو زان خوشتر است


چون وصالت هيچ کس را روی نيست

روی در ديوار هجران خوشتر است


خشکسال وصل تو بينم مدام

لاجرم در ديده، طوفان خوشتر است


همچو شمعی در فراقت هر شبی

تا سحر عطار، گريان خوشتر است

تیر
۱۳۹۷
۰۸

سلام، 

نوبتی هم که باشد، امروز نوبت جناب هوشنگ ابتهاج (سايه) است که شعری از ايشان را که توسط استاد شجريان در سه‌گاه  اجرا شده و در آلبوم آرام جان عرضه شده است، تقديم کنم. خاطرنشان می‌کنم این آلبوم از روی یکی از اجراهای کنسرت جشن هنر توس در سال 1356 ساخته شده و آهنگساز و تار نواز آن شادروان محمدرضا لطفی بوده است و آقایان پشنگ کامکار (سنتور)، بیژن کامکار (تمبک) و نقی افشارنیا (نی) از جمله همنوازان بوده اند.


نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان

سوی تو می‌دوند هان، ای تو هميشه در ميان


در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان

گرد سر تو می‌پرد، باز سپيد کهکشان  **


هرچه به گرد خويشتن می‌نگرم در اين چمن

آينه ضمير من جز تو نمی‌دهد نشان


ای گل بوستان‌سرا، از پس پرده‌ها درآ

بوی تو می‌کشد مرا وقت سحر به بوستان


ای که نهان نشسته‌ای، باغ درون هسته‌ای

هسته فروشکسته‌ای، کاين همه باغ شد روان  **


مست نياز من شدی، پرده ناز پس زدی

از دل خون برآمدی، آمدن تو شد جهان  **


آه که می‌زند برون از سر و سينه موج خون

من چه کنم که از درون، دست تو می‌کشد کمان


پيش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم

کز نفس تو دم به دم، می‌شنويم بوی جان


پيش تو جامه دربرم، نعره زند که بر درم

آمدمت که بنگرم، گريه نمی‌دهد امان


** اين ابيات در آواز نيامده‌است.

خرداد
۱۳۹۷
۱۰

سلام، اوقاتتان به نیکی و شادکامی

پیش از این عرض کرده بودم که جناب شجريان ظاهرا ارادت خاصی نسبت به حضرت سعدی دارد. چرا که بيشترين سهم را از غزليات متقدمين، همين حضرت سعدی در آوازهای استاد شجريان دارد. امروز غزلی  از سعدی را که يك بار در سه‌گاه اجرا و در آلبوم در خيال عرضه شده (نام آلبوم هم از همین غزل برگرفته شده است) و يک بار ديگر هم در وين در قالب كنسرت افشاری اجرا و در قالب آلبوم آرام جان عرضه شده است، تقدیم می‌کنم. ناگفته نماند این غزل در فروردین سال 1367 در ماینز آلمان با همنوازی مجید درخشانی و جمشید عندلیبی نیز به طور خصوصی زمزمه شده است. طرفه آن که در آذر1361 نیز با همنوازی تار استاد مشکاتیان و نی استاد موسوی این غزل در سه‌گاه و باز هم به طور خصوصی اجرا شده است. 

 

خبرت خرابتر کرد، جراحت جدايی

چو خيال آب روشن که به تشنگان نمايی


تو چه ارمغانی آري که به دوستان فرستی

چه ازين به ارمغانی که تو خويشتن بيايی


بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خيالی و ندانمت کجايی


تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم

که جفا کنم وليکن نه تو لايق جفايی


چه کنند اگر تحمل نکنند زيردستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی


دل خويش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم

نه عجب که خوبرويان بکنند بی‌وفايی


سخنی که با تو دارم به نسيم صبح گفتم

دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنايی


من از آن گذشتم ای يارکه بشنوم نصيحت

برو ای فقيه و با ما مفروش پارسايی


تو که گفته‌ای تحمل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بيازمايی


در چشم، بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطيف باشد که به دوست برگشايی


اردیبهشت
۱۳۹۷
۰۶

سلام، روزهای بهاریتان قرین پیروزی و شادکامی باد.

امروز از آلبوم دود عود شعری از حضرت مولانا را که جناب شجريان آن را در دستگاه نوا و با همراهی ارکستر سمفونيک تهران در سال 1366 اجرا کرده‌اند، تقديم می‌کنم. آهنگسازی این اثر به یاد ماندنی را شادروان پرویز مشکاتیان و تنظیم آن را استاد روشن روان بر عهده داشته‌اند. اعضای ارکستر نیز آقایان ارسلان، اردشیر، بیژن و ارژنگ کامکار؛ جمشید عندلیبی، سیاوش و عباس ظهیرالدینی، کریم قربانی و علیرضا خورشیدفر بوده‌اند. نام آلبوم نیز از همین شعر برگرفته شده است.


ای يوسف خوشنام ما، خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما، ای بردريده دام ما


ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما، تا می شود انگور ما


ای دلبر و مقصود ما، ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما، نظاره کن در دود ما


ای يار ما، عيار ما، دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما، بستان گرو دستار ما


در گل بمانده پای دل، جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما

فروردین
۱۳۹۷
۱۳

سلام، 

سال نو، روزگار نو بر همه دوستداران ساحت ادب پارسی فرخنده باد. امید دارم سال جدید سرشار از کامروایی‌ و آرامش برای ایرانیان باشد.

اجازه دهید اولین یادداشت امسال را به حضرت حافظ اختصاص دهم. غزلی آشنا که جناب شجريان آن را به زیبایی در چهارگاه اجرا و در آلبوم خاطره‌انگیز دستان عرضه کرده‌اند:


صبح است ساقيا قدحی پر شراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن


زان پيشتر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام باده گلگون خراب کن


خورشيد می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عيش می‌طلبی ترک خواب کن


روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند

زنهار، کاسه سر ما پر شراب کن


ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم

با ما به جام باده صافی خطاب کن  **


کار صواب باده پرستيست حافظا

برخيز و عزم جزم به کار صواب کن


** اين بيت در آواز نيامده است.

اسفند
۱۳۹۶
۲۵

سلام، در واپسین روزهای سال کهنه قرار داریم و صدای پای بهار را با گوش جانمان می‌نیوشیم. اميدوارم عيد نوروز بر همگان فرخنده باشد و سال نو، روزگاری نو بر همه ایرانیان رقم زند.

شعر امروز را از حضرت عطار تقدیم می‌کنم که جناب شجریان آن را در سه‌گاه اجرا و در آلبوم آسمان عشق عرضه کرده‌اند:


جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد

رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد


جولانگه جلالت در کوی دل نباشد

جلوه‌گه جمالت در چشم و جان نگنجد  **


سودای زلف و خالت در هر خیال ناید

اندیشه وصالت جز در گمان نگنجد


هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را

زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد


آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند

هم در زمان نیاید، هم در مکان نگنجد


در دل چو عشقت آمد، سودای جان نماند

در جان چو مهرت افتد، عشق روان نگنجد  **


پیغام خستگانت در کوی تو که آرد

کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجد  **


آن جا که عاشقانت یک دم حضور یابند

دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد


اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی

از دل اگر برآید، در آسمان نگنجد


بخشای بر غریبی کز عشق می‌نمیرد

وانگه در آشیانت، خود یک زمان نگنجد  **


جان داد دل که روزی در کوت جای یابد

نشناخت او که آخر جای چنان نگنجد  **


عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد

زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد


** این ابیات در آواز نیامده است.