شهریور
۱۳۹۷
۲۲

سلام، 

شايد از جمله معروفترين اجراهای استاد شجريان، آلبوم فخیم دستان باشد که بسياری از ايرانيان و فارسی زبانان با ترنم‌های آن آشنا هستند و خاطره‌ها با آن دارند. شعر امروز را که از شيخ اجل سعدی است و در چهارگاه اجرا و در آلبوم مذکور عرضه شده است، تقديم می‌کنم با ذكر اين نكته كه اين غزل زيبا یک بار با سنتورنوازی مارتا مانی زاده در نوا و يك بار هم با همنوازي پيانوي استاد جواد معروفي در برنامه گلهاي تازه 53  و البته با صدای روح پرور استاد شجریان اجرا شده است.


از در درآمدی و من از خود به در شدم

گويی از اين جهان به جهان دگر شدم


گوشم به راه، تا که خبر می‌رسد ز دوست

صاحب خبر بيامد و من بی‌خبر شدم


چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب

مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم


گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق

ساکت شود، بديدم و مشتاق تر شدم


دستم نداد قوت رفتن به پيش يار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم


تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر، همه سمع و بصر شدم


من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

کاول به ديدن او ديده‌ور شدم


بيزارم از وفای تو يک روز و يک زمان

مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم  **


اول خود التفات نبودش به صید من

آخر چنین اسیر کمند نظر شدم


گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق در مسم افتاد و زر شدم


** این بیت در آواز نیامده است.

مرداد
۱۳۹۷
۲۶

سلام، 

اين روزها در آستانه عید سعید قربان قرار داريم و هزاران تبريک تقديم شما. 

امروز اثری زيبا از انتخاب‌های خسرو آواز ایران جناب استاد شجریان را پيشکش می‌کنم که ایشان يک بار در دستگاه شور اجرا و در آلبوم جان عشاق عرضه کرده و يك بار ديگر نيز در قالب كنسرت نوا در آلبوم چهره به چهره عرضه نموده است. خاطر نشان می‌سازم این غزل در تاریخ 30دی1357 با همنوازی استادان جلال ذوالفنون و محمد موسوی در شور اجرای خصوصی هم داشته است. این غزل جاودانه لسان‌الغیب آنچنان خود شاعر را مجذوب کرده که در پایان به اصطلاح امروزی‌ها یک نوشابه هم برای خودش باز کرده و به تمجید از شعرگویی خود واداشته است:


حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت

آری به اتفاق، جهان می‌توان گرفت


افشای راز خلوتيان خواست کرد شمع

شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت


زين آتش نهفته که در سينه من است

خورشيد، شعله‌ايست که در آسمان گرفت


می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست

از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت


آسوده بر کنار، چو پرگار می‌شدم

دوران چو نقطه، عاقبتم در ميان گرفت


آن روز شوق ساغر می، خرمنم بسوخت

کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت


خواهم شدن به کوی مغان آستين فشان

زين فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت


فرصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد

صوفی به جام می زد و از غم کران گرفت


می خور که هر که آخر کار جهان بديد

از غم سبک بر آمد و رطل گران گرفت


بر برگ گل به خون شقايق نوشته‌اند

آن کس که پخته شد، می چون ارغوان گرفت


حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد

 حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت


مرداد
۱۳۹۷
۰۲

 سلام، 

روزگارتان در این گرماگرم تابستان خوش باد.

امروز غزلی از عطار نيشابوری را تقديم می‌کنم که جناب استاد شجريان آن را با همراهی ارکستر سمفونيک در نوا اجرا و در آلبوم دود عود عرضه کرده است. آهنگساز این اثر فخیم شادروان پرویز مشکاتیان بوده است.


آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است


هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای

تا قيامت مست و حيران خوشتر است


تا تو پيدا آمدی پنهان شدم

زان که با معشوق، پنهان خوشتر است


درد عشق تو که جان می‌سوزدم

گر همه زهر است از جان خوشتر است


درد بر من ريز و درمانم مکن

زان که درد تو ز درمان خوشتر است


می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا

سوختن در عشق تو زان خوشتر است


چون وصالت هيچ کس را روی نيست

روی در ديوار هجران خوشتر است


خشکسال وصل تو بينم مدام

لاجرم در ديده، طوفان خوشتر است


همچو شمعی در فراقت هر شبی

تا سحر عطار، گريان خوشتر است

تیر
۱۳۹۷
۰۸

سلام، 

نوبتی هم که باشد، امروز نوبت جناب هوشنگ ابتهاج (سايه) است که شعری از ايشان را که توسط استاد شجريان در سه‌گاه  اجرا شده و در آلبوم آرام جان عرضه شده است، تقديم کنم. خاطرنشان می‌کنم این آلبوم از روی یکی از اجراهای کنسرت جشن هنر توس در سال 1356 ساخته شده و آهنگساز و تار نواز آن شادروان محمدرضا لطفی بوده است و آقایان پشنگ کامکار (سنتور)، بیژن کامکار (تمبک) و نقی افشارنیا (نی) از جمله همنوازان بوده اند.


نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان

سوی تو می‌دوند هان، ای تو هميشه در ميان


در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان

گرد سر تو می‌پرد، باز سپيد کهکشان  **


هرچه به گرد خويشتن می‌نگرم در اين چمن

آينه ضمير من جز تو نمی‌دهد نشان


ای گل بوستان‌سرا، از پس پرده‌ها درآ

بوی تو می‌کشد مرا وقت سحر به بوستان


ای که نهان نشسته‌ای، باغ درون هسته‌ای

هسته فروشکسته‌ای، کاين همه باغ شد روان  **


مست نياز من شدی، پرده ناز پس زدی

از دل خون برآمدی، آمدن تو شد جهان  **


آه که می‌زند برون از سر و سينه موج خون

من چه کنم که از درون، دست تو می‌کشد کمان


پيش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم

کز نفس تو دم به دم، می‌شنويم بوی جان


پيش تو جامه دربرم، نعره زند که بر درم

آمدمت که بنگرم، گريه نمی‌دهد امان


** اين ابيات در آواز نيامده‌است.

خرداد
۱۳۹۷
۱۰

سلام، اوقاتتان به نیکی و شادکامی

پیش از این عرض کرده بودم که جناب شجريان ظاهرا ارادت خاصی نسبت به حضرت سعدی دارد. چرا که بيشترين سهم را از غزليات متقدمين، همين حضرت سعدی در آوازهای استاد شجريان دارد. امروز غزلی  از سعدی را که يك بار در سه‌گاه اجرا و در آلبوم در خيال عرضه شده (نام آلبوم هم از همین غزل برگرفته شده است) و يک بار ديگر هم در وين در قالب كنسرت افشاری اجرا و در قالب آلبوم آرام جان عرضه شده است، تقدیم می‌کنم. ناگفته نماند این غزل در فروردین سال 1367 در ماینز آلمان با همنوازی مجید درخشانی و جمشید عندلیبی نیز به طور خصوصی زمزمه شده است. طرفه آن که در آذر1361 نیز با همنوازی تار استاد مشکاتیان و نی استاد موسوی این غزل در سه‌گاه و باز هم به طور خصوصی اجرا شده است. 

 

خبرت خرابتر کرد، جراحت جدايی

چو خيال آب روشن که به تشنگان نمايی


تو چه ارمغانی آري که به دوستان فرستی

چه ازين به ارمغانی که تو خويشتن بيايی


بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خيالی و ندانمت کجايی


تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم

که جفا کنم وليکن نه تو لايق جفايی


چه کنند اگر تحمل نکنند زيردستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی


دل خويش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم

نه عجب که خوبرويان بکنند بی‌وفايی


سخنی که با تو دارم به نسيم صبح گفتم

دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنايی


من از آن گذشتم ای يارکه بشنوم نصيحت

برو ای فقيه و با ما مفروش پارسايی


تو که گفته‌ای تحمل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بيازمايی


در چشم، بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطيف باشد که به دوست برگشايی


اردیبهشت
۱۳۹۷
۰۶

سلام، روزهای بهاریتان قرین پیروزی و شادکامی باد.

امروز از آلبوم دود عود شعری از حضرت مولانا را که جناب شجريان آن را در دستگاه نوا و با همراهی ارکستر سمفونيک تهران در سال 1366 اجرا کرده‌اند، تقديم می‌کنم. آهنگسازی این اثر به یاد ماندنی را شادروان پرویز مشکاتیان و تنظیم آن را استاد روشن روان بر عهده داشته‌اند. اعضای ارکستر نیز آقایان ارسلان، اردشیر، بیژن و ارژنگ کامکار؛ جمشید عندلیبی، سیاوش و عباس ظهیرالدینی، کریم قربانی و علیرضا خورشیدفر بوده‌اند. نام آلبوم نیز از همین شعر برگرفته شده است.


ای يوسف خوشنام ما، خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما، ای بردريده دام ما


ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما، تا می شود انگور ما


ای دلبر و مقصود ما، ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما، نظاره کن در دود ما


ای يار ما، عيار ما، دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما، بستان گرو دستار ما


در گل بمانده پای دل، جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما

فروردین
۱۳۹۷
۱۳

سلام، 

سال نو، روزگار نو بر همه دوستداران ساحت ادب پارسی فرخنده باد. امید دارم سال جدید سرشار از کامروایی‌ و آرامش برای ایرانیان باشد.

اجازه دهید اولین یادداشت امسال را به حضرت حافظ اختصاص دهم. غزلی آشنا که جناب شجريان آن را به زیبایی در چهارگاه اجرا و در آلبوم خاطره‌انگیز دستان عرضه کرده‌اند:


صبح است ساقيا قدحی پر شراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن


زان پيشتر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام باده گلگون خراب کن


خورشيد می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عيش می‌طلبی ترک خواب کن


روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند

زنهار، کاسه سر ما پر شراب کن


ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم

با ما به جام باده صافی خطاب کن  **


کار صواب باده پرستيست حافظا

برخيز و عزم جزم به کار صواب کن


** اين بيت در آواز نيامده است.

اسفند
۱۳۹۶
۲۵

سلام، در واپسین روزهای سال کهنه قرار داریم و صدای پای بهار را با گوش جانمان می‌نیوشیم. اميدوارم عيد نوروز بر همگان فرخنده باشد و سال نو، روزگاری نو بر همه ایرانیان رقم زند.

شعر امروز را از حضرت عطار تقدیم می‌کنم که جناب شجریان آن را در سه‌گاه اجرا و در آلبوم آسمان عشق عرضه کرده‌اند:


جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد

رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد


جولانگه جلالت در کوی دل نباشد

جلوه‌گه جمالت در چشم و جان نگنجد  **


سودای زلف و خالت در هر خیال ناید

اندیشه وصالت جز در گمان نگنجد


هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را

زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد


آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند

هم در زمان نیاید، هم در مکان نگنجد


در دل چو عشقت آمد، سودای جان نماند

در جان چو مهرت افتد، عشق روان نگنجد  **


پیغام خستگانت در کوی تو که آرد

کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجد  **


آن جا که عاشقانت یک دم حضور یابند

دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد


اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی

از دل اگر برآید، در آسمان نگنجد


بخشای بر غریبی کز عشق می‌نمیرد

وانگه در آشیانت، خود یک زمان نگنجد  **


جان داد دل که روزی در کوت جای یابد

نشناخت او که آخر جای چنان نگنجد  **


عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد

زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد


** این ابیات در آواز نیامده است.

بهمن
۱۳۹۶
۲۷

سلام، روزگارتان قرین شادکامی

تصور می‌کنم از ميان شعرايی که آثار آنان توسط جناب شجريان برای آواز انتخاب می‌شود، حضرت سعدی از جايگاه بالاتری برخوردار باشد. زيرا تعداد اشعار انتخاب شده اين شاعر نامی از سايرين بيشتر است. امروز هم غزلی از سعدی را که در دستگاه ماهور اجرا و در آلبوم شب وصل عرضه شده، تقديم می‌کنم. خاطرنشان می‌کنم این غزل زیبا در سال 1378 در کنسرت یونسکو که به مناسبت اهدای جایزه پیکاسو به استاد شجریان برگزار شد، نیز با همنوازی سعید فرجپوری، همایون شجریان، بهروز همتی و محمد فیروزی اجرا شده است:


هر لحظه در برم دل از انديشه خون شود

تا منتهای کار من از عشق، چون شود


دل برقرار نيست که گويم نصيحتی

از راه عقل و معرفتش رهنمون شود


يار آن حريف نيست که از در، درآيدم

عشق آن حديث نيست که از دل برون شود


فرهادوارم از لب شيرين گزير نيست

ور کوه محتشم به مثل بيستون شود


ساکن نمی‌شود نفسی آب چشم من

سيماب طرفه نبود اگر بی‌سکون شود   **


دم درکش از ملامتم ای دوست زينهار

کاين درد عاشقی به ملامت فزون شود


جز ديده هيچ دوست نديدم که سعی کرد

تا زعفران چهره من لاله‌گون شود   **


ديوار دل به سنگ تعنت خراب گشت

رخت سرای عقل به يغما کنون شود


چون دور عارض تو بر انداخت رسم عقل

ترسم که عشق در سر سعدی جنون شود

** اين ابيات در آواز نيامده است.

بهمن
۱۳۹۶
۰۴

سلام، 

يقينا می‌دانيد که باباطاهر معروف‌ترين شاعر دوبيتی سرای آسمان ادبيات ايران است و خوانندگان موسيقی ايرانی،  جايگاه خاصي برای اشعار وی قائلند. گرچه جناب شجريان در گوشه‌های اجرای آوازهای خود، گه‌گاه دوبيتی‌های اين شاعر گرانمايه را زمزمه می‌کند اما در آلبوم دولت عشق يا همان گلبانگ ده دوبيتی از باباطاهر را در دستگاه ماهور به زيبايی خاص خود اجرا کرده که آن‌ها را تقديم می‌کنم. جا دارد در این جا از مرحوم استاد احمد عبادی که در این اجرا با سه‌تار نوازی بدیع خود هنرنمایی کرده‌اند، نیز یادی کنیم و بر روانش درود فرستیم.


نسيمی کز بن آن کاکل آيد

مرا خوشتر ز بوی سنبل آيد

چو شب گيرم خيالش را در آغوش

سحر از بسترم بوی گل آيد


دو چشمونت پياله پر ز می بی

دو زلفونت خراج ملک ری بی

همی وعده کری امروز و فردا

ندونم ما که فردای تو کی بی


دلی ديرم چو مرغ پاشکسته

چو کشتی بر لب دريا نشسته

همه گويند طاهر تار بنواز

صدا چون می‌دهد تار شکسته


عزيزا کاسه چشمم سرايت

ميون هر دو چشمم جای پايت

از آن ترسم که غافل پا نهی باز

نشينه خار مژگونم به پايت


به کشت خاطرم جز غم نرويد

به باغم جز گل ماتم نرويد

به صحرای دل بی‌حاصل ما

گياه نااميدی هم نرويد


دلی ديرم خريدار محبت

کزو گرم است بازار محبت

لباسی بافتم بر قامت دل

ز پود محنت و تار محبت


غم عشقت بيابان پرورم کرد

هوای بخت بی بال و پرم کرد

به ما گفتی صبوری کن، صبوری

صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد


خداوندا به فرياد دلم رس

کس بی‌کس تويی، ما مانده بی‌کس

همه گويند طاهر کس نداره

خدا يار موو چه حاجت کس


الهی آتش عشقم به جان زن

شرر زان شعله‌ام بر استخوان زن

چو شمعم برفروز از آتش عشق

بر آن آتش دلم پروانه‌سان زن


الهی دل بلا بی، دل بلا بی

گنه چشمان کره، دل مبتلا بی

اگه چشمون نکردی ديده بونی

چه دونستی دلم خوبان کجايي