سلام،

ایام پایانی شهریور آن‌گاه که بوی مهر برمی‌خیزد خاطرات تحصیل و مدرسه برای اغلب مردمان زنده می‌شود. این روزها اندک اندک بوی مهر می‌آید. اجازه دهید من هم امروز یکی از خاطره انگیز ترین آثار استاد شجریان را تقدیمتان کنم و در آستانه سالگرد زادروز ایشان، تندرستی کامل و عمر طولانی برایشان آرزومندم. غزلی معروف از خواجه شيراز، حافظ که جناب شجريان آن را اواخر دهه 60 شمسی در کنسرت سوييس، در دستگاه ماهور اجرا و در آلبوم سرو چمان عرضه كرده است. این اثر زیبا بارها در کنسرت‌های آمریکای شمالی و دوبی و سلیمانیه عراق نیز اجرا شده است:

 

 

سرو چمان من چرا ميل چمن نمی‌کند

همدم گل نمی‌شود، ياد سمن نمی‌کند

 

دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس

گفت که اين سياه کج، گوش به من نمی‌کند **

 

تا دل هرزه‌گرد من رفت به چين زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

 

پيش کمان ابرويش لابه همی کنم ولی

گوش کشيده‌است از آن، گوش به من نمی‌کند **

 

با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند

 

چون ز نسيم می‌شود زلف بنفشه پرشکن

وه که دلم چه ياد از آن عهدشکن نمی‌کند **

 

دل به اميد روی او همدم جان نمی‌شود

جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند

 

ساقی سيم ساق من گر همه درد می‌دهد

کيست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

 

دستخوش جفا مکن آب رخم که فيض ابر

بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند **

 

کشته غمزه تو شد حافظ ناشنيده پند

تیغ سزاست هر که را درک سخن نمی‌کند **

 

** اين ابيات در آواز اجرا نشده‌است.