سلام،

در آغازین روزهای اردیبهشت چه خوش است بر سر مزار زيبای عطار نيشابوری نشستن و شنيدن نوای روح‌فزايی از آستان موسيقی اصيل ايرانی با صدای استادی چون شجريان که در سه‌گاه زمزمه کند و مايه پروازی روحانی شود. حتما شما هم اين نغمه خوش را شنیده‌اید که در آلبوم جان جان جناب شجریان عرضه شده و از محتوای کلامی بی‌بديلی برخوردار است. خاطرنشان می‌کنم این آلبوم از روی یکی از اجراهای کنسرت جشن هنر توس در سال 1356 ساخته شده و آهنگساز و تارنواز آن شادروان محمدرضا لطفی بوده است و آقایان پشنگ کامکار (سنتور)، بیژن کامکار (تمبک) و نقی افشارنیا (نی) از جمله همنوازان بوده‌اند:

 

عزم آن دارم که امشب مست مست

پای‌کوبان کوزه دردی به دست

 

سر به بازار قلندر برنهم

پس به يک ساعت ببازم هرچه هست

 

تا کی از تزوير باشم رهنمای

تا کی از پندار باشم خودپرست

 

پرده پندار می‌بايد دريد

توبه تزوير می‌بايد شکست

 

وقت آن آمد که دستی برزنم

چند خواهم بود آخر پای‌بست

 

ساقيا در ده شرابی دلگشا

هين که دل برخواست، می در سر نشست

 

تو بگردان دور تا ما مردوار

دور گردون زير پای آريم پست  **

 

مشتری را خرقه از سر برکشيم

زهره را تا حشر گردانيم مست  **

 

پس چو عطار از جهت بيرون شويم

بی‌جهت در رقص آييم از الست  **

 

** اين ابيات در آواز نيامده است.