سلام، طاعاتتان مقبول درگاه حضرت حق باد. 

اغلب ما با اشعار عارف قزوینی شاعر و ترانه سرای اواخر عهد قاجار و اوایل دوره پهلوی کم و بیش آشناییم. اندر احوالات این ادیب و البته نغمه‌‍‌خوان مشروطه سخن‌های بسیار رفته که حاکی از تلاطمات روحی، نازک‌دلی و نازک‌خیالی شاعر است. ولی هرچه که هست عارف شورانگیز و آزاده بوده است. اجازه دهید امروز  شعری از همو را تقدیم کنم که استاد شجريان در کنسرت دشتی اجرا و در آلبوم  راز دل عرضه کرده‌اند:


هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد

دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد

از ابر کرم خطه ری رشگ ختن شد

دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ


از خون جوانان وطن لاله دميده

از ماتم سرو قدشان سرو خميده

در سايه گل، بلبل ازين غصه خزيده

گل نيز چو من در غمشان جامه دريده

چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ


خوابند وکیلان و خرابند وزیران

بردند به سرقت همه سیم و زر ایران  **

ما را نگذارند به یک خانه ویران

یارب بستان داد فقیران ز امیران  **

چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ


از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن

مشتی‌گرت از خاک وطن هست، به سر کن

غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن

اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن

چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ


از دست عدو ناله من از سر درد است

اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است  **

جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست کنون ، وقت نبرد است  **

چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ


عارف ز ازل تکیه بر ایام ندادست

جز جام به کس، دست چو خیام ندادست  **

دل جز به سر زلف دلارام ندادست

صد زندگی ننگ به یک نام ندادست  **

چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ


** اين ابيات در آوازها نيامده است


تگ ها: عارف قزوینی محمدرضا شجریان دشتی راز دل