سلام، شعر امروز را از مجموعه اشعار شيخ فريدالدين عطار نيشابوری انتخاب کرده‌ام که استاد شجريان در سه‌گاه به طرز هنرمندانه‌ای اجرا و در آلبوم جان جان عرضه  کرده‌اند. نام آلبوم هم از همين شعر برگرفته شده است. خاطرنشان می‌کنم این آلبوم از روی یکی از اجراهای کنسرت جشن هنر توس در سال 1356 ساخته شده و آهنگساز و تار نواز آن استاد محمدرضا لطفی بوده است و پشنگ کامکار (سنتور)، بیژن کامکار (تمبک) و نقی افشارنیا (نی) نیز از جمله همنوازان بوده‌اند. 


ای در ميان جانم و جان از تو بی‌خبر

از تو جهان پر است و جهان از تو بی‌خبر


چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان

در جان و در دلی، دل و جان از تو بی‌خبر


نقش تو در خيال و خيال از تو بی‌نصيب

نام تو بر زبان و زبان از تو بی‌خبر


از تو خبر به نام و نشان است خلق را

وانگه همه به نام و نشان از تو بی‌خبر


شرح و بيان تو چکنم زان که تا ابد

شرح از تو عاجز است و بيان از تو بی‌خبر


جويندگان گوهر دريای کنه تو

در وادی يقين و گمان از تو بی‌خبر


چون بی‌خبر بود مگس از پر‌ِ جبرئيل

از تو خبر دهند و چنان از تو بی‌خبر  **


عطار اگرچه نعره عشق تو می‌زند

هستند جمله نعره‌زنان از تو بی‌خبر  


** اين بیت در آواز نيامده است.


تگ ها: محمدرضا شجریان محمدرضا لطفی پشنگ کامکار بیژن کامکار عبدالنقی افشارنیا سه‌گاه جان جان جشن هنر توس عطار نیشابوری